دیروز تو یه جمعی حرف بود سر اینکه امسال چند نفر واقعا حال
و هوای عید رو دارن و چقدر آدمها ذوق دارن که عید می رسه. یکی تعریف کرد از
خدمتکار محل کارش که یه هفته بوده خیلی افسرده بوده. کاشف به عمل اومد که بنده خدا
کلا با حقوقی که می گیره بعد از پرداخت اجاره خونه اش تو حومه شهر براش 110 تومن
می مونه تو ماه. با خرج یه زن و بچه! می گفت مدتهاست گوشت نخوردن وهر شب سیب زمینی
می خورن. بنده خدا گویا کلی هم از اینور اونور قرض می کنه هر ماه.
یکی دیگه از حاضرین هم داستان مشابهی از خدمتکاری گفت که هم
قسط داشت و هم خرج زندگیش مونده بود. گویا چند روز پیش از طبقه هفتم هشتم ساختمون
خودش رو انداخته کشته! بنده خدا دیگه انقدر روش فشار بوده که راهی واسه ادامه دادن
نمی دیده.
این داستانها رو قبلا راجع به آدمهای بی کار یا شاغل توی
کارهای نیمه وقت شنیده بودم اما در خصوص کسی که داره یه کار تمام وقت رسمی تو
سازمان معتبر می کنه نشون دهنده اوج بدبختی مردم ماست.
یه کارمند با حقوق پایه حدودا 340 تومن می گیره. با اضافه
کار می شه آخرش 400 تومن (یعنی حدود 30 ساعت اضافه کار داشته باشه) این بنده خدا
در بهترین شرایط تو حومه شهر باشه ماهی 200 تا 250 اجاره خونه می ده. یعنی حدود
150 براش می مونه و یه ماه خرج خورد و خوراک و رفت و آمد. آخه با خرجهای امروزی و
یهو گرون شدن همه چیز این بنده خدا چطور باید زندگی کنه؟
وقتی اعلام می کنن خط فقر روی حقوق 2میلیون تومن شده! وقتی
ماه آذر 21 درصد تورم اعلام می کنن، وقتی برنج و گوشت و موارد شوینده و حتی شیر یه
دفعه انقدر بالا می ره آخه این افرادی که دلشون خوشه دارن کار می کنن از کجا باید
در بیارن خرج زندگیشون رو؟
خوب آخه این بی چاره ها چرا باید اصلا دلشون بخواد عید شه؟
عید شه که شب عید سرشون جلوی زن و بچه پایین باشه؟ عید شه که نتونن سفر برن
شهرستانشون حتی؟ عید شه که فکر یه مهمون که در خونه اشون رو بزنه دلشون رو
بلرزونه؟
حالم بده. دلم می گیره از این همه ظلمی که در حق این مردم
می شه. از آدمهایی که هر روز فقیرتر می شن و جامعه مریضی که آدمها رو مجبور می کنه
مریض شن.
دلم می خواد کاری کنم. در حد توان خودم. به چند نفر از
اونایی که دارن شرافتمندانه کار می کنن و امسال از سر بلاهایی که سر اقتصاد این
مملکت اومده مجبورن خلاف هر ساله با بی پولی سر کنن.
اما ورای همه اینها دلم می خواست راهی بود واسه خلاصی از
این فاجعه تو ممکلکت. ای کاش می تونستم واسه اون کاری کنم...