اصولا تو خانواده مادری من معمولا اینطوریه که یه اتفاق در تمام خانواده یه جا می افته. مثلا تو سال های 57 تا 59 دایی بزرگم، دایی وسطی، خاله کوچیکه همه بچه دار شدن. بعد دیگه خبر ویژه ای نبود تا باز یهو تو سال 62- 63 دایی بزرگم، دایی وسطی، خاله کوچیکه و مامان من بچه دار شدن. یعنی ما 5 تا بچه هم سن هستیم.
این فقط راجع به تولد بچه نیست. مثلا تو ازدواج هم همینطوره: تو سال های حدود 74-75 بچه دایی بزرگه، بچه دایی وسطی، بچه خاله کوچیکه و بچه خاله وسطی ازدواج کردن. بعد تا سال 79-80 از ازدواج خبری نبود تو خانواده تا اینکه به بچه دیگه دایی بزرگه، دو تا از بچه های دایی وسطی، یه بچه خاله کوچیکه ازدواج کردن. اینا سر بچه دار شدن هم همین تاریخ رو تکرار کردن. هیچ خبری از بچه تو فامیل نبود تا یه دفعه تو سال 84-85 دختر دایی وسطی، پسر دایی وسطی، پسر دایی بزرگه، دختر دایی بزرگه، دختر خاله کوچیکه همه یه بچه به دنیا آوردن!!!
حالا باز دوباره تاریخ داره تو خانواده فیروزی (خانواده مادری من) تکرار می شه. تو سال 86-87 یکی از بچه های دایی بزرگه و یکی از بچه های دایی وسطی ازدواج کردن و حالا تو 15 روز آخر سال 87 هم من و دختر خاله کوچیکه و احتمالا دختر دایی کوچیکه ازدواج می کنیم.
انقدر این روند به صورت ناخودآگاه تو فامیل تکرار می شه که همه فامیل اون رو به عنوان یه اصل تو خانواده پذیرفتند و همه می گن بازم تاریخ داره تو خانواده فیروزی تکرار می شه!