۱. خیلی وقتا آدمها به خاطر خوشایند دیگران کاری رو انجام می ده. اما وقتی علت کارش رو توضیح می ده تمام ارزش اون کاره می ره زیر سوال.
۲. بر طبق یه آمار از یه جایی که نمی دونم کجاست: هر آدمی در طول شبانه روز ۱ ساعت دیوانه است." فکر این قضیه نمی دونی چه آرامشی به من می ده.
۳. یه روز یه مسابقه دو بین گروهی از معلولین ذهنی بوده. مسابقه شروع می شه و همه شروع می کنن به دویدن. وسط مسابقه یکی از این آدما می خوره زمین. می دونی عکس العمل بقیه چی بود؟ همه برگشتن تا ببینن چی شده و مسابقه رو رها می کنن.
کمی فکر کن ببین واقعا ما چه قدر به فکر هم هستیم؟
۴. یه کتاب هست به نام "مردانه بازی کن زنانه پیروز باش". این کتاب راجع به نحوه عملکرد زنان تو محیط کاره و اینکه چطور می تونن موفق باشن. تو این کتاب می گه قوانین دنیای کار و تجارت رو مردها نوشتن چون اون موقع زنان تو عرصه کار نبودن. حالا واسه موفق بودن باید مردونه فکر کرد و رفتار کرد. بعد یه جایی می گه که همیشه مردها دنبال برنده شدن هستن. یعنی دنیاشون برد-باخته. این از بازیهای دوران کودکیشون معلومه. وقتی به یه پسر بچه می گی چرا بازی می کنی؟ می گه خوب واسه بردن! اما از اون طرف خانمها دنبال مصالحه هستن. یعنی برد-برد! از یه دختر بچه اگه بپرسی چرا بازی می کنی می گه خوب واسه این که دوستای جدید پیدا کنم... حتی گاهی دخترا تو بازی هاشون واسه این که کسی بازنده نشه قوانین بازیهاشون رو تعییر می دن. دقتم کنی دخترا بازیهاشون همیشه مصالحت آمیزه. مثل خاله بازی!
خلاصه این که می گفت خانمها چون دلشون نمیاد گاهی قاطع یا بی رحم باشن نمی تونن تو پستهای اصلی و تصمیم گیرنده موفق باشن. مگر اینکه مردانه بازی کنن.
دقیقا همین جاست که می گن زنها و مردها برابرند: اصلا چنین نیست!