تبليغاتX
دنیای آدمها
ما آدمها اومدیم تا رو زمین فرصتی برای زندگی داشته باشیم. نمی دونم چقدر قدرش رو می دونیم!؟!
.
.
تا وقتی می شه اشتباهات جدید کرد چرا اشتباهات قبلی رو تکرار کنیم؟
.
+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/09/25ساعت 12:37 PM  توسط گل مر بحری  | 
.
.
.

تاج از فرق فلک برداشتن جاودان آن تاج بر سر داشتن

در بهشت آرزو ره يافتن هر نفس شهدي به ساغر داشتن

روز، در انواع نعمت ها و ناز، شب بتي چون ماه در برداشتن

صبح، از بام جهان چون آفتاب، روي گيتي را منور داشتن

شامگه، چون ماه رويا آفرين، ناز بر افلاک و اختر داشتن!

چون صبا در"مزرع سبز فلک" بال در بال کبوتر داشتن

حشمت و جاه سليمان يافتن، شوکت و فر سکندر داشتن

تا ابد در اوج قدرت زيستن ملک هستي را مسخر داشتن

بر تو ارزاني که ما را خوشتر است

لذت يک لحظه مادر داشتن

.
+ نوشته شده در  شنبه 1386/09/17ساعت 1:37 PM  توسط گل مر بحری  | 
.
.
.
این موضوع رو تو وبلاگ مهدی از جایی نقل شده بود میارم تا بعد یه چیز کوتاه هم بگم که دق نکرده باشم:
از قول دکتر شریعتی میگه:
انسانها چهار دسته اند. دسته اول؛ آنانی که وقتی هستند هستند، وقتی که نیستند هم نیستند: عمده آدم‌ها حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آن‌هاست که قابل فهم می‌شوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.
دسته دوم؛ آنانی که وقتی هستند نیستند، وقتی که نیستند هم نیستند: مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هویتشان را به ازای چیزی فانی واگذاشته‌اند. بی‌شخصیت‌اند و بی‌اعتبار. هرگز به چشم نمی‌آیند. مرده و زنده‌شان یکی است.
دسته سوم؛ آنانی که وقتی هستند هستند، وقتی که نیستند هم هستند: آدم‌های معتبر و با شخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می‌گذارند. کسانی که هماره به خاطر ما می‌مانند. دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم.
دسته چهارم؛ آنانی که وقتی هستند نیستند، وقتی که نیستند هستند: شگفت‌انگیزترین آدم‌ها در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه‌اند که ما نمی‌توانیم حضورشان را دریابیم، اما وقتی که از پیش ما می‌روند نرم نرم آهسته آهسته درک می‌کنیم. باز می‌شناسیم. می‌فهمیم که آنان چه بودند. چه می‌گفتند و چه می‌خواستند. ما همیشه عاشق این آدم‌ها هستیم. هزار حرف داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرار می‌گیریم قفل بر زبانمان می‌زنند. اختیار از ما سلب می‌شود. سکوت می‌کنیم و غرقه در حضور آنان مست می‌شویم و درست در زمانی که می‌روند یادمان می‌آید که چه حرف‌ها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد این‌ها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.

خوب وقتی خوندمش هر قدر اومدم پایین بیشتر شرمنده شدم. دوست دارین کلا جزو کدوم دسته از اینها باشین؟ خوب معمولا کسی تمایلی به دسته دومیه نداره. اما خوب به نظرم دسته سومیه هم یه جوریه. فکر کنم در حد و حدود من نبود. اما کلا دارم به این فکر می کنم که نسبت به زمان و مکان مختلف همه آدمها همه اینها بودن یا هستن. حداقل راجع به خودم احساس کردم حداقل ۳ دسته اول رو که کاملا تجربه کردم. برای یکسری آدمها آدم یه دسته خاصی از اینهاست. در عین حال هم هر ۴ دسته رو توی اطرافیانم دیدم. هر چند گروه چهارم آدمهای خیلی ویژه ای تو زندگیم بودن اما همیشه حس بدی از عدم تمامیت تو رابطه باهاشون داشتم. من دسته سوم رو بیشتر می پسندم. هم واسه خودم هم دیگران!!!

.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/09/14ساعت 4:37 PM  توسط گل مر بحری  | 
.
.
.
افلاطون مي گه: " اگه با دلت چيزي يا کسي رو دوست داري زياد جدي نگيرش، چون ارزشي نداره، چون کار دل دوست ‏داشتنه، مثل کار چشم که ديدنه، اما اگه يه روز با عقلت کسي رو دوست داشتي، اگه عقلت عاشق شد، بدون که داري ‏چيزي رو تجربه مي کني که اسمش عشق واقعيه هوسبازان وقتی زیبایی را می بینند،دوستشان دارند. ولی عاشقان وقتی كسی را دوست داشته باشند،زیبا می بینن
.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/09/08ساعت 11:31 PM  توسط گل مر بحری  | 
.